حج 2009*هلند*كاروان الصايغ

                                                                                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

السياحة

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     <---Nederland                                                                                                                                العربي--->                                        

---> برگشت

حرم حضرت زینب

مرقد و مزار عقيله بنى هاشم زينب كبرى(س)

يكى از زيارتگاههاى بسيار مهم و مورد توجه همه مذاهب اسلامى در دمشق، مرقد و آرامگاه زينب كبرى، دختر اميرالمؤمنين عليهالسلام است كه همواره خيل مشتاقان و ارادتمندان آن بانوى فداكار و بزرگوار از سرزمينهاى اسلامى بويژه ايران، براى زيارت قبر او عازم اين سرزمين هستند.

اميرالمومنين على عليهالسلام از فاطمه سلاماللهعليها دو دختر و از ساير زنان نيز چندين دختر داشتند كه چند تن از آنان ملقّب به امكلثوم بودهاند. بر اساس گفته «زبيربن بكار»، نسب شناس مشهور عرب، زينب كبرى كه به همسرى عبدالله بن جعفر در آمد و ام كلثوم كبرى كه همسر عمر بن خطاب شد(1); هر دو از فاطمه زهرا سلام الله عليها بودهاند و ى و دختران

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . در مورد مسئله ازدواج امكلثوم با عمر بن خطاب اختلافات فراوانى در منابع تاريخى بوده و علماو مورخان شيعه نيز نسبت به آن مواضعى مختلف و متعدد دارند. بعضى چون شيخ مفيد، عبدالرزاق مقرم، شيخ محمد جواد بلاغى بكلى اين مسأله را انكار كرده و نمىپذيرند. در حالى كه كسانى چون قزوينى رازى، ابن شهر آشوب، محسن الامين، محمد هاشم خراسانى آن را پذيرفتهاند. در اين ميان عدّهاى چون شيخ طوسى، كلينى، و طبرسى از اجله علما و محدثان و فقهاى شيعه ضمن پذيرش آن، ازدواج را امرى اجبارى دانسته و اظهار مىدارند كه على(ع) قلباً به اين امر راضى نبوده است. از طرف ديگر مورخان اهل سنت، بالاتفاق به اين مطلب اشاره داشته و مىگويند عمر مىخواسته به وسيله اين ازدواج با خاندان پيامبر(ص) از طريق فاطمه(س) ارتباط نسبى و سببى برقرار كند زيرا عمر خود گفته است: از پيامبر(ص) شنيدهام كه «كُلُ نَسَب و سبب مُنْقَطِع يُومَ القيامه اِلاّ نسبى و سَبَبى» لذا امكلثوم كبرى را كه فرزند فاطمه(س) بود از على(ع) خواستگارى كرد و چون عباس واسطه شد على(ع) پذيرفت. در اين ميان مورخان و محققان اهل سنتِ متمايل به شيعه از جمله محمدبن جرير بن رستم طبرى، ابن صباغ مالكى، محب الدين طبرى، ابن عنبه، گنجى شافعى و... نيز به تشريح آن را مورد بررسى و پذيرش قرار دادهاند. براى اطلاع بيشتر بنگريد به: محسن الامين اعيان الشيعه، ج 3، ص 485; محب طبرى، ذخائرالعقبى، ص 167 الى 171; قزوينى رازى، النقض، ص 278; ابن كثير، البداية و النهايه، ج 6، ص 81; شريف مرتضى، نكاح على ابنة عمر، رساله خطى ش 21، ص 27 ـ كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.

معروف ديگر ايشان از غير فاطمه(س) را چنين نام برده است: رقيه دختر صَهباء، كه همسر مسلم بن عقيل گشت، زينب صغرى به ازدواج محمد بن عقيل درآمد وامكلثوم صغرى كه نامش نفيسه بود به همسرى عبدالله اكبر بن عقيل انتخاب شد(1).

محسن الامين تعداد دختران على(ع) كه لقب امكلثوم داشتهاند را چهار تن ذكر كرده است 1 ـ همسر مسلم بن عقيل 2 ـ همسر عبدالله اصغر بن عقيل 3 ـ همسر عمر بن خطاب 4همسر عبدالله بن جعفر(2).

با توجه به تعداد فراوان دختران على(ع) و القاب مشابه آنان، بديهى است مورخان و نسبشناسان و همچنين محققان تاريخ اسلام و شيعه در مورد اين تعداد و محل دفن آنان تا حدودى دچار اشتباه يا تناقض و سرگردانى شوند و متأسفانه دانش پژوهان و محققان بعدى نيز ناخودآگاه به بيان اشتباهات آنان بپردازند. اين اختلاف در مورد دفن زينب كبرى، امكلثومكبرى و زينب صغرى شدت بيشترى مىيابد ليكن با نقد و بررسى اين اختلافات مىتوان به يك نتيجه قطعى دست يافت كه در ادامه به ذكر اقوال مختصرى در اين خصوص خواهيم پرداخت.

از آنجا كه از جانب محققان و دانش پژوهان شيعه و سنى تحقيقات بسيار گستردهاى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . كتاب نسب قريش ص 43 ـ 47; وى نام هفت دختر ديگر از على(ع) كه فرزندان ساير همسران آن حضرت بودهاند را برشمرده و ابن عنبه، نسابى معروف و مشهور نيز بنقل از ابوالحسن العمرى در المجدى، تعداد دختران على(ع) را هيجده تن ذكر كرده است (عمدة الطالب فى انساب آل ابيطالب ص 83.) همچنين ابن صباغ به نقل روايات مختلف در مورد تعداد دختران و پسران على(ع) پرداخته است (الفصول المهمه فى معرفة احوال الائمه، ص 134 ـ 135).

2 . اعيان الشيعه، ج 3، ص 485.

در مورد محل دفن زينب كبرى(س) بعمل آمده و ما نيز اشارهاى به آنها خواهيم داشت; با يك بررسى و تدقيق علمى، جاى شكى بر كسى نخواهد ماند كه زينب كبرى سلام الله عليها در شهرك راويه دمشق مدفون شدهاند. در اين مبحث كوتاه ابتدا به شمهاى مجمل از دوران حيات پرافتخار آن بانوى فداكار پرداخته و سپس نظرات و آراء مختلف در مورد محل دفن ايشان را تشريح خواهيم ساخت.

«زينب كبرى» ملقّب به امكلثوم در سال ششم هجرى ـ پس از صلح حديبيه ـ و دو سال بعد از تولد حسين بن على(ع) پا به عرصه وجود گذاشت، محيطى كه او در آن رشد كرد مهبط جبرئيل امين و جايگاه وحى سرمدى بود و روزى كه خداوند به رسولش فرمان داد تا تمامى درهايى كه به مسجدالنبى(ص) باز مىشدند را مسدود كند، زادگاه او را مستثنى ساخت. مادرش پاره تن رسولالله(ص)، پدرش بهترين صحابه و نخستين مرد مسلمان دراسلام; و خاندان او افضل خاندان عالم بود كه خداوند متعال رجس و پليدى را از آنان دور كرده و تحت «كساء» رسولش، در ظل حمايت خويش وارد ساخته بود.

زينب(س) تحت تربيت چنين خاندان استثنايى رشد كرد. از همان ابتدا با مصيبتهاى فراوانى روبرو شد كه تحمل آن بر بسيارى امكانپذير نبوده و نخواهد بود. هنوز پنج سال از تولد او نگذشته بود كه پدر بزرگ گرامى وى ـ رسول خدا(ص) ـ آن كه همواره او و برادرانش حسن(ع) و حسين(ع) در آغوش پر مهر و محبت او روزگار مىگذرانيدند، به سوى حق شتافت. اين مصيبت عظيم براى او و بويژه مادرش طاقت فرسا و گران بود.

او از همان ابتدا در كنار مادر بيمار خود كه بدنبال ارتحال جانسوز پدر و مصيبتهاى وارده پس از آن به بستر بيمارى افتاده و روزهاى آخر را مىگذرانيد به پرستارى از او پرداخت و سرانجام نيز شاهد مرگ او و بهترين پناه دوران كودكى خود شد. او شب هنگام، همراه برادرانش حسن(ع) و حسين(ع)، پدرش على(ع) و چند تن ديگر از محرمان اهل بيت، در مراسم خاك سپارى مادر حضور يافت و پس از آن تلاش مىكرد تا براى دو برادر، مادرى مهربان باشد.

زينب(س) پس از آن كه به سن ازدواج رسيد، طبق گفته رسول خدا(ص) كه روزى به

فرزندان على(ع) و جعفر نگاه كرده و فرموده بود: «دختران ما براى پسران ما و پسران ما براى دختران ما»;از ميان آن همه خواستگارانى كه داشت به همسرى برادرزادهاش، عبدالله بن جعفر بن ابيطالب(س) ـ كه پنج سال از او بزرگتر بود ـ در آمد. وى نخستين نوزاد اسلام در حبشه بود(1). پدر عبدالله يعنى «جعفر طيار» در «غزوه موته» به شهادت رسيده و مادر او، «اسماء بنت عميس» پس از شهادت همسر، به ازدواج ابوبكر درآمد. اسماء پس از مرگ وى، همراه فرزند خردسال خود محمد بن ابى بكر به خانه على(ع) رفت و پس از پيمان همسرى، براى آن حضرت يحيى و محمد اصغر را بدنيا آورد(2).

نتيجه ازدواج زينب و عبدالله چند پسر و دختر بود كه در تعداد آنان اختلاف است. زبير بن بكار فرزندان او را جعفر اكبر، عون اكبر، على، امكلثوم وامعبدالله ذكر كرده(3); علاوه براينها فرزندان ديگرى به نام عباس، عبدالله و محمد نيز به او نسبت داده شده است(4). ابن عنبه، او را بدون فرزند ذكر كرده است(5) در حالى كه عون، عبدالله و محمد در ركاب امام حسين(ع) ـ در كربلا ـ به شهادت رسيدند و امكلثوم نيز به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر طيار در آمد(6).

در هر حال، اندك زمانى نگذشته بود كه زينب كبرى(س) دوباره شاهد مصيبتى ديگر شد و آن از دست دادن پدر بزرگوارش على(ع) ـ كه در سال چهلم هجرى به شهادت رسيد ـ بود. پس از اين مصيبت، زينب بيش از بيش تنها ماند و و ظيفه او در قبال برادرانش سنگينتر شد.

از آنجا كه او بايد در آتش حوادث مىسوخت و آبديدهتر مىشد. هنوز از غم فقدان پدر فارغ نشده بود كه پارههاى جگر برادر، مقابل چشمان او ظاهر گشت. او با اين همه مصيبتها،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن حجر، الاصابه فى تمييز الصحابه، ج 4، ص 87.

2 . عايشه بنت الشاطى، السيده زينب، ص 48; در مورد اسماء بنگريد به ص از كتاب حاضر.

3 . كتاب نسب قريش، ص 82.

4 . محب الدين طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القرى، ص 167; اسدالغابه فى معرفة الصحابه، ج 5، ص 269.

5 . ابن عنبه، عمدة الطالب فى انساب آل ابى طالب، ص 55.

6 . زبير بن بكار، همان كتاب، ص 82; عايشه بنت الشاطى، همان كتاب، ص 48.

آموخت كه چگونه در كنار تنها برادر بازمانده چون كوهى استوار ايستاده و پذيراى مصيبتهاى بزرگتر باشد.

زينب كبرى(س) در فاجعه كربلا دهها تن از بهترين و عزيزترين كسانش را از دست داد. سرانجام خود و ساير زنان اهل بيت به اسارت شاميان پليد و ننگين چهره درآمده و با آن همه مصيبت جانفزا، دليرانه در مقابل عبيدالله بن زياد ملعون در كوفه به خطبه ايستاد و چهره ننگين او را رسوا كرد. سپس، همين اقدام را در مقابل يزيد ملعون در دمشق كرده و با خطبههاى غرّاء و آتشين خود به پاسدارى از خون حسين(ع) و رسالت الهى او پرداخت(1).

آن معصومه فداكار پس از چند روز توقف در دمشق، همراه ساير زنان اهل بيت و كاروان اسراى كربلا به مدينه بازگشت و چنانچه خواهيم گفت در واقعه حرّه به سال 62 هجرى و يا سال قحطى مدينه، همراه عبدالله جعفر كه در دمشق زمينهايى داشتـ به اين شهر مهاجرت و در همانجا وفات يافت.

آراء و نظرات مورخان و محققان در مورد محل دفن زينب كبرى(س)

در مورد محل دفن «عقيله بنى هاشم» ميان مورخان و محققان اختلاف است. بعضى از آنان محل دفن آن بانوى بزرگوار را با استناد به كتاب «اخبار الزينبات» عبيدلى (متوفى 221 هجرى) در محلى به نام «قنطرة السباع» در قاهره ذكر كردهاند(2). «استاد حسن قاسم» مصرى يكى از آنان است كه در پاسخ به نظر شيخ بخيت المطيعى ـ كه معتقد بود در «زينبيه» قاهره زينب بنت يحيى بن زيد بن على(ع)، نه زينب كبرى(س) مدفون مىباشد ـ به كتاب عبيدلى استناد جسته است(3). دلايلى كه وى ذكر كرده از جمله نظر ابن عساكر، ابن طولون، ابن جبير، ابن اثير و طبرى بسيار متناقض و بدون ذكر سند و ارجاع است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . براى اطلاع از خطبههاى كوبنده زينب سلام الله بنگريد به طبرسى، الاحتجاج، جلد دوم; مجلسى، بحارالانوار، جزء 45 از مجلد پانزدهم; ابن طيفور، بلاغات النساء; عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسين او حديث كربلا.

2 . ابى الحسين يحيى بن الحسن عبيدلى، اخبار الزينبات، بهاهتمام سيد محمود مرعشى، ص 110 به بعد.

3 . محمد زكى ابراهيم، مراقد اهل البيت بالقاهره، ص 53 به بعد.

مرحوم حسنين سابقى در كتاب خود بطور دقيق و علمى استنادات او را بى اساس دانسته و تناقضات اخبارالزينبات عبيدلى را فاش ساخته است. وى اذعان مىدارد تأليفات مورخانى كه حسن قاسم ذكر كرده را بدقت بررسى و در هيچيك از آنها جز كتاب عبيدلى، مطلبى از زينب دختر على(ع) نديده است(1). نگارنده اين سطور نيز بعضى از منابع مذكور را بررسى ولى در هيچيك از آنها جز كتاب عبيدلى، مطلبى از زينب بنت على(ع) نيافته و بيشتر آن مورخان از زينبهاى ديگرى از جمله زينب بنت يحيى المتوج بن الحسن المثنى بن الحسن بن على(ع); زينب بنت يحيى بن على بن الحسين(ع)، فاطمه بنت القاسم بن محمد المأمون بن جعفر الصادق(ع) ياد كردهاند.

مرحوم سابقى در كتاب خويش ضمن پاسخگويى و نقد اين اقوال و نيز ردّ مسئله تبعيد حضرت زينب به دستور يزيد به مصر يا استقبال باشكوه «مسلمة بن مخلد» ـ حاكم اموى مصر و دشمن اهل بيت ـ از ايشان، به مورخان مشهور مصرى اشاره مىكند كه در مورد مقابر صحابه در مصر، و زينبهاى مدفون در آنجا و كسانى كه به مصر وارد شدهاند دست به تأليفاتى زده ولى به زينب كبرى دختر على(ع) اشاره نداشتهاند. اين مورخان عبارتند از: 1عبدالرحمان بن عبدالحكم مصرى (م 257 ق) صاحب منهج السالك فى اخبار مصر والقرى و الممالك 2 ـ ابو عمرو محمد بن يوسف كندى (م 354 ق) مؤلف ولاة مصر 3 ـ ابو محمد حسن بن ابراهيم بن ذولاق ليثى مصرى (م 387 ق)(2) 4 ـ عزالملك محمد بن عبدالله حرانى مسيحى (م 420 ق) 5 ـ قاضى سلامه قضاعى (م 453 ق) صاحب انس الزائرين 6 ـ ابو طاهر سلفى (م 576 ق) 7 ـ عبدالقادر مقريزى (م 845 ق) صاحب الخطط و الاعتبار 8 ـ شمس الدين انصارى مصرى (م 814 ق) مؤلف الكواكب السياره فى ترتيب الزياره(3). 9 ـ شمس الدين سخاوى (م 902 ق) صاحب رساله زينبيات(4). 10 ـ ابراهيم بن على فخرومى مصرى (م 891 ق) مؤلف

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . مرقد القيله زينب(س)، ص 101 به بعد. مرحوم شيخ جعفر نقدى نيز يكى از كسانى است كه قبر زينب را در مصر دانسته و مرحوم سابقى دلائل وى را نيز بطور مستند رد كرده است.

2 . وى گويد: نخستين كس از اولاد على(ع) كه داخل مصر شد سكينه دختر امام سجاد(ع) بود.

3 . وى نيز گويد كه يك نفر از اولاد على(ع) در مصر از دنيا نرفته است (همان كتاب، ص 342).

4 . سخاوى سخن مؤلف الكواكب السياره را تأييد كرده است (الخطط التوفيقيه، ج 5، ص 10).

الفضائل الباهره فى محاسن مصر و القاهره 11 ـ سخاوى حنفى مصرى (م 814 ق) صاحب تحفة الاحباب 12 ـ عبدالرحمان سيوطى (م 911 ق) صاحب حسن المحاضره فى تاريخ مصر و القاهره و نيز درّالسحابه فيمن دخل مصر من الصحابه(1). 13 ـ ابن تغرى بردى (م 704 ق) مؤلف النجوم الزاهره فى الخبار ملوك مصر و القاهره 14 ـ ابن دقماق (م 792 ق) صاحب الانتصار لواسطه عقد الامصار(2).

در بين محققان و مورخان شيعه، تنها محسن الامين قبر زينب سلامالله را در بقيع مىداند; در حالىكه هيچيك از مورخان به نام زينب كبرى كه در بقيع مدفون باشد اشاره نكردهاند و زينبى كه در بقيع بخاك سپرده شده،ام كلثوم كبرى ـ مادر زيد بن عمر ـ بوده كه هر دو در يك روز از دنيا رفتهاند(3).

و اما بيشتر محققان و صاحب نظران شيعه از جمله «علامه بحر العلوم»، «ميرزا حسين نورى»، «محدث قمى»، «حسون بن زينى حسينى»، «علامه حسنين سابقى»(4)ومورخان اهل سنت از جمله «ابن بطوطه»(5) «ابن حورانى»(6) «ابن جبير»(7) «عزالدين محمد صيادى شافعى» و... معتقدند كه زينب سلامالله در «قريه راديه دمشق» بخاك سپرده شده و علت سفر عتيله بنى هاشم را واقعه حرّه به سال 62 هجرى(8) يا قحطى در مدينه دانسته كه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . سيوطى در اين كتاب به نام تمامى صحابهاى كه به مصر آمدهاند اشاره كرده و از زينب بنت على(ع) در رساله زينبات خود نامى نبرده است (همان كتاب، ص 7 ـ 19).

2 . ر ـ ك به حسنين تسابقى، مرقد العقيله زينب(س)، ص 82 به بعد.

3 . ابن سعد، طبقات الكبرى، ج 8، ص 464; محب طبرى، ذخائر العقبى، ص 171.

4 . شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص 297.

5 . الرحله، همانجا.

6 . زيارات الشام، ص 133.

7 . الرحله، همانجا.

8 . در سال 62 هجرى، پس از شهادت امام حسين(ع)، مردم مدينه عليه حاكم اموى اين شهر شوريده و يزيد را از خلافت خلع كردند، آنان براساس دعوت عبدالله بن زبير در مكّه دست به چنين اقدامى زده و بسيارى نيز تحت تأثير شديد حادثه شوم كربلا واقع شده بودند. يزيد نيز مسلم بن عقبه يكى از خونخوارترين و سفاكترين مأمورين خود را براى سركوبى مردم مدينه فرستاد. وى چند شب و روز به كشتار بازماندگان رسول خدا(ص) سادات و... پرداخت.

زينب به همراه همسرش به دمشق كه زمينهايى در آنجا داشته رفته است.

در اين ميان بعضى از آنان چون «ابن حورانى» و «محسن الامين»، قبر زينب را در راويه دانسته ولى او را امكلثوم صغرى دختر على(ع) و همسر عمر بن خطاب مىدانند كه اين سخن در گذشته مورد نقد و پاسخ قرار داده شد. اين اشتباه بيشتر بخاطر لقب آن دو يعنى امكلثوم است; زيرا چنانچه گفتيم بعضى از دختران على(ع) لقب امكلثوم داشتهاند. در حالى كه بعضى مىانديشند تنها امكلثوم صغرى چنين لقبى داشته است.

قريهاى كه حضرت زينب سلامالله عليها در آن مدفون هستند در گذشته به «راويه» و اكنون به زينبيه مشهور است. در حال حاضر اين قريه به شهر متصل و در هفت كيلومترى شرق دمشق قديم به طرف فرودگاه واقع مىباشد.

در خيابان اصلى اين شهرك از دور، گنبد و مأذنههاى مقبره آن بانوى گرامى و دخت امام على(ع) ديده مىشود. گنبد اين مرقد طلائى است و در سمت شرقى و غربى آن دو مناره كاشيكارى شده قرار دارد.

در مدخل درِ غربى حرم و سمت راست آن ـ داخل اطاق كوچكى ـ سه قبر وجود دارد كه يكى از آنها قبر «آيةالله سيد حسين يوسف مكى عاملى» متوفى 1397 هجرى و ديگرى مرحوم «محسن الامين عاملى»، صاحب تأليف معروف «اعيان الشيعه» و سومين آنها نيز دختر ميرزا تقى بهبهانى مىباشد.

فضاى حرم حضرت زينب و صحن آن بصورت مربع مستطيل مىباشد كه شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و داراى چهار درِ ورودى مىباشد. سقف شبستان و حرم از سه قسمت تشكيل شده كه به صورت پلهاى بر روى هم قرار دارند و گنبد نيز در وسط آن قرار يافته است. بر روى اين گنبد آياتى از قرآن نوشته شده و طلاكارى آن در سالهاى اخير به وسيله ايران انجام شده است.

در سمت شرق صحن مطهر، مصلاى زينبيه به همّت «آية الله فهرى زنجانى» نماينده مقام معظم ولى فقيه در سوريه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعاى كميل و نماز جمعه در آن برقرار مىگردد. اين شبستان بسيار بزرگ مىباشد. مساحت كل صحن، حرم و

ساير مراكز وابسته حدود دههزار متر مربع است. در حرم جمعاً 114 اطاق وجود دارد كه 64 اطاق آن در صحن بزرگ و بقيه در صحن دوم و حسينيههاى اطراف است.

مقبره آن بانوى بزرگوار زينب كبرى سلامالله عليها در وسط حرم با ضريحى نقرهاى و اطراف آن هشت ستون كاشيكارى شده كه گنبد حرم بر آن استوار شده وجود دارد. ديوارهاى حرم مطهر تا نصف آن سنگ سفيد و بقيه آئينه كارى بوده و جلوهاى از هنر و معمارى ايرانى اسلامى است. بناى داخل و خارج حرم و همچنين منارهها و گنبد از حدود بيست سال پيش است ولى توسعههاى اطراف صحن و تزئينات آنها همگى از سوى جمهورى اسلامى انجام شده است.

قبر حضرت زينب همواره بعنوان نواده رسول خدا(ص)، فرزند بهترين حامى و ياور او و خواهر شهيد مظلوم كربلا ـ حسين بن على(ع) ـ مورد زيارت عامه مردم دمشق و كشورهاى مختلف قرار مىگيرد كه به مقصد زيارت آن بانوى مظلوم و ستمديده با هر گونه وابستگى و اعتقاد مذهبى فرسنگها راه پيموده و به اين قريه كوچك مىآيند، در بين اهل سنت نيز «عقيله بنى هاشم» از حرمت و وجاهت ويژهاى برخوردار است.

مقام و مقبره حضرت رقيّه(س)

يكى از زيارتگاههايى كه پس از مقبره حضرت زينب كبرى(س) مورد توجه مذاهب اسلامى و بويژه شيعه مىباشد، مقبره و حرم «رقيّه سلامالله»، دختر معصوم و كودك خردسال امام حسين(ع) است. بر اساس گزارشات منابع، آن حضرت شش پسر و سه دختر داشتهاند. دختران ايشان عبارت بودند از 1 ـ «سكينه» دختر رباب بنت امرءالقيس و خواهر على اكبر 2 ـ «فاطمه» دختر اماسحاق بنت طلحة بن عبدالله 3 ـ «زينب» كه او نيز خواهر فاطمه و هر دو از يك مادر بودهاند.

در بيشتر منابع به نام اين سه دختر اشاره شده و كمتر از رقيّه نامى ديده مىشود(1).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . محمد بن جَرير طبرى، دلائل الامامه، ص 74; ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه فى معرفة الائمه، ص 188; ابن منظور، مختصر تاريخ دمشق لابن عساكر، ج 9، ص 174; حسن الامين، دائرة المعارف الاسلاميه الشيعيه، ج 1، جزء دوم ص 25; زبير بن بكار، كتاب نسب قريش، ص 59.

قبرستان باب الصغير يكى از قبرستانهاى بسيار مهم و تاريخى دمشق است. اين قبرستان در نزديكى «باب الصغير» كه يكى از دروازههاى اصلى شهر قديمى دمشق است قرار داشته و وجه تسميه آن نيز به همين علت است. اين مكان مدفن دهها نفر از امامزادگان، صحابه گرانقدر رسول خدا(ص)، سرهاى شهداى كربلا، علماى بزرگ اسلام و شيعه، سادات جليل القدر، مورخان و محدثان و صدها تن از بزرگان و رجال اسلامى است. در اين بحث به مقدسترين و مشهورترين قبور آن اشاره مىگردد.

الف ـ قبور فرزندان گرامى ائمه اطهار سلاماللهعليها در بابالصغير

1 ـ قبر سكينه دختر امام حسين(ع)

«آمنه»، ملقب به «سكينه» يكى از دختران حضرت امام حسين(ع) بود كه در حادثه جانفزاى كربلا حضور داشت. مادر وى «رباب بنت امرءالقيس بن عدى بن اوس بن جابر بن كعب بن عليم بن جناب» بوده است(1). سكينه با عبدالله بن حسن(ع) يا حسن بن حسن(ع)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . زبير بن بكار، كتاب نسب قريش، ص 59; ابن صباغ مالكى، الفصول المهمه فى معرفة الائمه، ص 185; مجلسى، بحار الانوار جزء 45 از مجلد پانزدهم، ص 329; حسن الامين، دائرة المعارف الاسلاميه الشيعيه جزء دوم، ص 25.

ازدواج كرد ليكن همسرش قبل از زناشوئى با او در كربلا به شهادت رسيد سپس(1) او به همراه خواهرش رقيّه و فاطمه و عمهاش زينب و ساير اهل بيت امام حسين(ع) به اسارت در آمده و به دمشق وارد شد. وى در سال 117 هجرى يعنى در سن هفتاد سالگى وفات يافت(2).

بعضى از مورخان محل دفن او را مدينه دانستهاند ليكن در بقيع قبرى به او منسوب نيست و بعيد است كه در آنجا بخاك سپرده شده باشد. مرحوم «محسن الامين» يكى از كسانى است كه معتقد است وى در مدينه بخاك سپرده شده و قبرى كه اكنون در مقبره باب الصغير است قبر او نيست بلكه به سكينه دختر يكى از امراى دمشق تعلق دارد(3).

قبر سكينه درباب الصغير ابتداى در اصلى است و داراى گنبدى بزرگ به رنگ سبز مىباشد كه دو گنبد ديگر نيز اطراف آن هستند. بر فراز اين مرقد منارهاى نيز برنگ سبز ديده مىشود. قبر سكينه(س) و امكلثوم زينب صغرى دختر امام على(ع) هر دو داخل يك حجره و شبستان بزرگى است. نماى اين مرقد از قبل از دوران عثمانى است كه بهاحتمال زياد در آن دوران تجديد بنا شده و بر اساس تابلويى كه بر در ورودى نصب گرديده در سال 1330ق نيز مرمت شده است.

در داخل شبستان و حجره مذكور ـ و سمت راست ـ ضريحى از چوب و پوشيده از پارچه سبز رنگى ديده مىشود كه به سكينه(س) تعلق دارد. سمت چپ آن نيز ضريح ديگرى به همان شكل از امكلثوم صغرى مىباشد. در كنار ديوار پلكانى است كه به زير زمين باز مىشود. در آنجا ضريح و تابوت هر دو قبر در دو اطاقك بسيار كوچك و كوتاه قرار دارند. قبر سكينه(س) به وسيله محفظهاى شيشهاى احاطه شده و سنگ قبرى از قرن دوم هجرى بر آن ديده مىشود. بر روى اين سنگ آياتى از قرآن به خط كوفى سده دوم حجارى شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن منظور، مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر، ج 20، ص 359.

2 . محسن الامين، اعيان الشيعه، ج 7، ص 274; ابن خلكان، و فيات الاعيان و انباء ابناء الزمان، ج 1، ص 297.

3 . محسن الامين، همانجا، براى اطلاع بيشتر از زندگانى اين بانوى فداكار ر ـ ك به عايشه بنت الشاطى، سكينه بنت الحسين، بيروت 1406ق.

2 ـ قبر امكلثوم دختر امام على(ع)

در كنار مرقد سكينه ـ دختر امام حسين(ع) ـ قبر امكلثوم، دختر على(ع) است. چنانچه گفته شد على(ع) چهار دختر با لقب امكلثوم داشتهاند(1). امكلثوم، زينب كبرى در مبحث قبل مورد بررسى قرار گرفت. امكلثوم كبرى نيز كه از فاطمه سلام الله بود چنانچه ذكر شد در مدينه ـ هنگام حيات امام حسن مجتبى(ع) ـ همراه فرزندش زيد بن عمر در يك روز از دنيا رفته و در بقيع مدفون شد(2). امكلثوم مورد نظر كه اكنون در «باب الصغير» است مىتوان بطور دقيق گفت كه اين دوتن نبودهاند، يعنى بايد وى از ساير زنان على(ع) غيراز فاطمه(س) بوده باشد. از ميان دختران، دو امكلثوم ديگر هستند، يكى از آنان نفيسه، همسر عبدالله اصغر بن عقيل و ديگرى زينب، همسر محمد بن عقيل بوده است. اين مرقد بايد متعلق به يكى از اين دو باشد.

آنچه كه مسلم است اين بانو در حادثه كربلا، همراه خواهرش زينب حضور داشته و در بارگاه ابن زيادو يزيد لعنة الله عليهما خطبههاى غراء و كوبندهاى خوانده و در منابع تاريخى نيز ثبت شده است(3).

امكلثوم وقتى همراه كاروان اسرا وارد كوفه شد، چون مردم به زنان اهل بيت نگاه مىكردند فرياد زد: آيا از خدا و رسولش شرم نمىكنيد كه اينگونه به حرم پيامبر(ص) نگاه مىكنيد ايشان همچنين قبل از ورود به دمشق نزد عمر بن سعد رفته و از وى خواست تا زنان حرم را از درى كه مردم كمترى حضور داشته باشند وارد شهر كنند ولى او نپذيرفت(4).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . بنگريد به ص از كتاب حاضر.

2 . ابن سعد، طبقات الكبرى، ج 8، ص 464; محب طبرى، ذخائر العقبى، ص 171. يعنى در حقيقت امكلثوم كبرى در واقعه كربلا در قيد حيات نبوده است.

3 . مجلسى، بحار الانوار، جزء 45 از مجلد پانزدهم، ص 112; ابن اثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، ج 5، ص 469; همچنين بنگريد به الاحتجاج طبرسى، بلاعات النساء ابن طيفور و ...

4 . عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسين او حديث كربلا، ص 400 و 477.

3 ـ قبر منسوب به فاطمه صغرى دختر امام حسين(ع)

فاطمه صغرى ـ دختر امام حسين (ع) ـ از «ام اسحاق بنت طلحه بن عبيدالله بن تيميه» بوده است(1). وى در سال سىام هجرى بدنيا آمد و در واقعه كربلا نيز حدود سى سال سن داشته است(2) لذا مىتوان گفت از خواهرش سكينه بزرگتر بوده است.

فاطمه صغرى زنى بزرگوار و داراى مقام عالى دينى و علمى بود بطورى كه پدرش سيد الشهدا به اين امر شهادت داده است و آن هنگامى بود كه حسن مثنى براى خواستگارى يكى از دختران امام آمد، حضرت به او فرمود من فاطمه رابراى تو برمىگزينم كه به مادرم فاطمه دختر رسولخدا(ص) بسيار شبيه; و در دين، تمام شب به نماز و عبادت مىپردازد، روزها را روزه مىدارد و در شكل مشابه حورالعين است(3).

او از پدر، برادرش ـ زين العابدين(ع) ـ و عمهاش ـ زينب ـ عبدالله بن عباس و اسماء بنت عميس حديث روايت مىكرده و فرزندان او، عبدالله، ابراهيم، حسين همچنين امجعفر، ابوالمقدام و زهير بن معاويه نيز از او حديث نقل كردهاند، احاديث او در سنن ترمذى، ابوداود، ابن ماجه، نسايى، و تأليفات ابن حجر آمده است. فاطمه صغرى در منزل فاطمه(س) ـ مادر بزرگش ـ درمسجدالنبى(ص) مىزيست، وقتى وليد دستور تخريب خانههاى مسجدالنبى(ص) را صادر كرد او به خارج مسجد رفته، و در آنجا خانهاى ساخت، چاهى حفر كرد كه بركت فراوانى داشت. اين چاه را زمزم مىخوانده و مردم از آن تبرك مىجستند(4). فاطمه همانند زينب در حوادث كربلا مأمن و پناهگاه اهل بيت بوده و در بارگاه عبيدالله بن زياد و يزيد خطبههاى غراء خوانده است(5). او به سال 110 هجرى وفات يافت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . زبير بن بكار، كتاب نسب قريش، ص 59; مجلسى، همان كتاب، ج 45، ص 331; حسن الامين، دائرةالمعارف الاسلاميه الشيعيه، ج 1، جزء دوم، ص 25.

2 . ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 4، ص 35; ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج 12، ص 442.

3 . عبدالرزاق مقرم، همان كتاب، ص 405 بنقل از اسعاف الراغبين، ص 202.

4 . سمهودى، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفى، ج 3، ص 909.

5 . مجلسى، همان كتاب، جزء 45 از مجلد پانزدهم، ص 331; طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 302; سيد عبدالكريم سيد عليخان، مقتل الحسين بن على، ص 71 ـ 69.

پشت قبر سكينه(س) و ام كلثوم(س) و سمت چپ آن قبرى منسوب به فاطمه صغرى دختر امام حسين(ع) است كه در داخل يك حجره و اطاقك كوچكى مىباشد. گنبد آن به رنگ سبز و ديوارههاى آن به وسيله سنگهاى سياه و سفيد بر پا شده است. در داخل آن تابوتى چوبين كه به وسيله پارچهاى سبز پوشيده قرار دارد و در كنار اطاق پلكانى است كه به زير زمين باز مىشود. در آنجا سنگ قبر اوست كه در فضاى بسيار كوچكى قرار گرفته و آية الكرسى با خط كوفى بر قبر او حجارى شده است.

بنظر نمىرسد اين قبر متعلق به فاطمه دختر امام حسين(ع) باشد چرا كه در پائين كتيبه كوفى كه بر ديواره سنگ قبر او قرار دارد جملهاى با اين عنوان «هذا قبُر فاطِمه بِنْت اَحْمَد بنِ الحُسَينْ الشهيد(ع)» و تاريخ 439 هجرى ديده مىشود. ليكن در نظر عامه و خادمين اين محل، قبر، از فاطمه دختر امام حسين(ع) است در حالى كه نوشته روى آن حاكى از چيز ديگرى است. از طرف ديگر بيشتر منابع روايت مىكنند كه فاطمه صغرى در منزل خود يعنى در پشت مسجد النبى(ص) وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد(1). پس به احتمال زياد چون روايتى نيز مبنى بر سكونت فاطمه صغرى در دمشق نداريم قبر مذكور بايد متعلق به نواده امام حسين(ع) ـ نه دختر او ـ باشد والله اعلم.

4 ـ قبر عبدالله بن جعفر الصادق(ع)

قبر فرزند گرامى امام صادق(ع)، كمى بالاتر ازقبر فاطمه صغرى و در سمت چپ آن قرار دارد كه داراى گنبدى كوچك به رنگ سبز بوده و داخل آن تابوتى چوبين با محفظهاى فلزى ديده مىشود; اين جا قبر فرزند امام ششم شيعيان است.

5 ـ قبر عبدالله بن سجاد(ع)

قبر عبدالله بن امام زين العابدين(ع) ـ معروف به عبدالله باهر ـ در كنار ديواره شرقى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . براى تحقيق بيشتر در اين مورد بنگريد به تاريخ و آثار اسلامى مكه مكرمه و مدينه منوره، تأليف نگارنده اين سطور، چاپ سازمان حج و زيارت، نشر شعر 1372، ص 260.

باب الصغير قرار دارد كه از قبرستان مستقل و راه آن پس از درِ اصلى قبرستان مىباشد. داراى صحن و گنبد سبز و شبستان نسبتاً بزرگى است. اطراف مقبره و مرقد او كه در سال 1330 هـ باز سازى شده(1) ديوارى كشيدهاند كه آن را از قبرستان مستقل و مجزا ساختهاند.

ب ـ مدفن سرهاى شهداى كربلا در باب الصغير

پس از آنكه اهل بيت رسول خدا(ص) را در كربلا به خاك و خون كشيدند، عمر بن سعد دستور داد تا سرهاى شهداء را قطع نمايند. پس از اين اقدام شنيع، سرها را بين قبايل قسمت نمود تا آنان بدين وسيله به ابن زياد تقرب جويند. لذا قبيله كنده سيزده سر، به رياست قيس بن اشعث كندى، قبيله هوازن دوازده سر، به رياست شمر بن ذى الجوشن، تميم هفت سر، بنى اسد شانزده سر بر نيزه كرده، و در مجموع با 71 سر بريده وارد كوفه شدند(2). عبيدالله دستور داد تمامى سرها را از جلوىِ كاروان اسرا حركت داده و به شام برند. در شب اول ماه صفر، كاروان به دمشق رسيد، قبل از ورود آن، به دستور حكومت يزيد، شهر را آذين بسته و آراستند; زنان و مردان هلهله كنان ايستاده و سرهاى مقدس را بر نيزهها و كاروان مصيبت ديدگان اهل بيت را دنبال آن مىنگريستند. سر مقدس عباس بن على(ع) جلو تر از همه و سر مقدس امام حسين(ع) در آخر سرها و در جلو زنان بر نيزه افراشته بود(3); گويى هنوز عباس بن على(ع) جلو دار و علمدار كربلا بود.

زينب يا خواهرش امكلثوم از رئيس قافله خواسته بودند تا سرها را جلوتر از كاروان وارد شهر كنند تا مردم متوجه سرها شده وبه حرم اهل بيت نگاه نكنند. اين درخواست مورد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . يوسف بن عبدالهادى، همان كتاب، ص 252.

2 . عبدالرزاق موسوى المقرم، مقتل الحسين او حديث كربلاء، ص 391; ابن صباغ مالكى، همان كتاب، ص 197.

3 . ابوالحسن شعرانى، رمع السجود، ص 242; مجلسى، بحار الانوار، همان كتاب، ج 45، ص124128; باقر شريف القرشى، حياة الامام حسين(ع)، ج 3، ص 368 ـ 369.

موافقت قرار گرفته بود. هنگام طلوع آفتاب سرهاى مقدس شهدا و كاروان اسرا از «باب الساعات» وارد مسجد اموى شد. آنگاه به دستور يزيد لعنة الله، تمامى سرها بمدت سه روز بر دروازههاى شهر و مسجد اموى آويزان گرديد. امام زين العابدين(ع) پس از چندى موافقت يزيد را گرفت تا سرها را به بدنها ملحق سازد و لذا سر امام حسين(ع) و ساير شهداء را به كربلا برده و به اجساد مطهرشان ملحق فرمود(1).

در عين حال چند سر از شهداء را در «باب الصغير» به خاك سپردند. امروز اين مكان كه حدود پنجاه متر بالاتر از در اصلى قبرستان باب الصغير و سمت چپ كوچه مىباشد داراى محوطهاى بزرگ است كه در وسط آن حجره يا اطاقكى بوده و سرهاى مقدس در اين اطاقك دفن شدهاند. در سالهاى اخير بر مدفن آنان ضريحى از نقره ساخته شده است. هر چند كه بر بالاى اين حجره، اسامى شانزده تن از شهداى كربلا نوشته شده ليكن به احتمال قوى تنها سر سه تن از شهداى كربلا در اين مكان بخاك سپرده شدهاند. اين سرها عبارتند از 1 ـ سر مقدس حضرت ابوالفضل العباس(س) 2 ـ سر مقدس حضرت على اكبر(س) 3 ـ سر مقدس حبيب بن مظاهر(س).

محسن الامين در سال 1321 هجرى كتيبهاى بر بالاى در ورودى اين مقام با اين عبارت ديده بود «هذا رأس عباس و على بن الحسين(ع) و حبيب بن مظاهر». بعدها كه ضريحى برروى اين محل گذاشته شد نام شانزده تن ذكر گرديد(2). با توجه به اينكه منابع تاريخى شيعه اذعان دارند بيشتر سرهاى كربلا به بدنهاى آنان ملحق شد بنظر نمىرسد در اين مكان بيش از سه سر بخاك سپرده شده باشد. والله اعلم بالصواب.

نام سرهايى كه بر سقف گنبد اين مكان ثبت شده عبارتند از:

1 ـ عباس 2 ـ على اكبر 3 ـ حبيب بن مظاهر 4 ـ قاسم بن الحسن 5 ـ عبدالله بن على 6 ـ عمر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . مجلسى، همان كتاب، ج 45، ص 124 ـ 128; ابوالحسن شعرانى، همان كتاب، ص 253; همچنين حسن الامين، در دائرة المعارف الاسلاميه الشيعيه جزء دوم، ص 32 و هاشم معروف الحسينى در سيرة الائمه الاثنى عشريه، ج 2، ص 80، به نقل روايتهاى مختلف در مورد محل دفن سر مقدس امام حسين(ع) پرداختهاند.

2 . محسن الامين، اعيان الشيعه، ج 1، ص 627; حسن الامين، همان كتاب، ج 1، ص 32.

بن على 7 ـ حر رياحى 8 ـ محمد بن على 9 ـ عبدالله بن عون 10 ـ على بن ابى بكر 11 ـ عثمان بن على 12 ـ جعفر بن على 13 ـ جعفر بن عقيل 14 ـ محمد بن مسلم 15 ـ عبدالله بن عقيل 16 ـ حسين بن عبدالله.

ج ـ مقابر صحابه رسول خدا(ص) در باب الصغير

1 ـ قبر منسوب به بلال حبشى

«بلال بن رباح» از صحابه رسول خدا(ص) و مؤذن آن حضرت، از بردگان سياه پوستِ خريدارى شده از حبشه بود كه به خدمت امية بن خلف در آمد و سالها زير ستم وى به زندگى خويش ادامه داد تا اينكه پيامبر(ص) به رسالت مبعوث شدند. چون اسلام در محيط پر از ظلم و ستم شبه جزيره ظهور يافته و شعار برابرى و مساوات مىداد، بسيارى از بندگان و بردگان، از

دين جديد استقبال كردند. يكى از اين بردگان سياه، بلال حبشى بود. او به رغم شكنجههاى طاقت فرسايى كه از مشركان و بويژه ارباب خويش مىديد باز از اسلام و آئين خود دست نكشيد.

بلال پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدينه مهاجرت كرد و آن حضرت او را مؤذن خويش گردانيد. هنگامى كه رسول خدا(ص) وفات يافت، ابوبكر ازبلال خواست تا همچنان اذان بگويد ولى او نپذيرفت و گفت سوگند خوردهام كه پس از رسول خدا(ص) بر هيچ كس اذان نگويم. گويند او حتى با خليفه نيز بيعت نكرد. عمر بن خطاب به او گفت آيا اين جزاى كسى است كه تو را آزاد ساخت؟ بلال گفت اگر ابوبكر من را براى خدا آزاد كرده است، پس براى خدا من را آزاد بگذارد واگر از براى غير خدا آزاد كرده است اينك من به همان خدمت ايستادهام(1).

بنظر مىرسد پس از اين سخنان دستگاه خلافت ازاو خواسته باشد تا در مدينه نماند. لذا وى وقتى لشكر اسلام براى فتح شام در مدينه آماده عزيمت شد به گفته ابن اعثم نزد خليفه آمد و گفت تو مرا آزاد كردى تا كنار تو باقى بمانم و در مسجد رسول خدا(ص) اذان بگويم چنين كردم، ماندم و براى او اذان گفتم، اكنون رسول خدا(ص) از دنيا رفته است و من دوست ندارم پس از او براى كسى اذان بگويم، از تو مىخواهم كه اجازه دهى همراه اين لشكر به جهاد در راه خدا بروم كه آن را از ماندن بهتر دوست دارم. ابوبكر گفت: هر آنچه خواهى بكن ولى دوست داشتم نزد من در مدينه مىماندى و اذان مىگفتى، بلال نپذيرفت و همراه سعيد بن عامر وارد لشكر شد(2).

بلال به دمشق آمد و در آنجا و بقولى در «داريا» يكى از قريههاى اطراف دمشق ساكن شده و سرانجام در سال بيست هجرى(3) يا به روايتى هفده هجرى(4) در خلافت عمر بن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . شيروانى، رياض السياحه، ج 2، ص 423.

2 . ابن اعثم، الفتوح، ج 1، ص 97 ـ 96.

3 . كرد على، غوطه دمشق، ص 114.

4 . ابن حورانى، زيارات الشام، ص 44 ـ 45.

خطاب ـ در سن 63 سالگى ـ وفات يافت و در باب الصغير بخاك سپرده شد(1).

در محل دفن بلال اختلاف است. ابن كثير قبرى كه در باب الصغير به او منسوب است را صحيح ندانسته و محل دفن وى را همان قريه «داريا» مىداند. او مىگويد قبرى كه اكنون در باب الصغير است از او نيست بلكه قبر «بلال بن ابى الدرداء» قاضى دمشق است كه فردى عابد و زاهد بوده است(2). در هر حال، قبرى كه اكنون به نام بلال در باب الصغير معروف است كمى بالاتر از قبور سكينه و امكلثوم مىباشد; اين قبر در كنار قبر منسوب به عبدالله بن جعفر طيار است و هر دو در يك بقعه قرار گرفتهاند.

بر سردر ورودى آن بر سنگى نوشته شده است. «هذا قبر بلال بن رباح مؤذن رسول خدا(ص). اين حجره در كوچكى دارد. مقبره او در سمت چپ راهروى باريكى است كه در آن اطاقك مىباشد. قبر بلال بزرگترين قبرِ داخل اين حجره است كه در ميان قبور ديگر متمايز و اطراف آن نيز با محفظهاى شيشهاى پوشانيده شده است. تاريخ سنگ قبر وى 635 هجرى است.

در كنار قبر بلال، قبر منسوب به عبدالله بن جعفر طيار است كه داراى سنگى بسيار كوچك و با دو كتيبه به خط كوفى است. چنانچه خواهيم گفت عبدالله در بقيع مدفون است و محل دفن او اين جا نيست. در سمت چپ قبر بلال، نظيف پاشا حاكم سوريه و متوفى 1307 هجرى مدفون بوده و قبرى ديگر نيز در كنار آن مىباشد.

بر بناى مقبره بلال گنبدى به رنگ سبز قرار دارد و سومين گنبد از در ورودى قبرستان باب الصغير مىباشد. اين گنبد و مقبره به گفته صاحب ثمار المقاصد، در سال 1007 هجرى تعمير و در سال 1289 هجرى نيز دوباره مرمّت گشته است. اين بقعه در سال 1361 هجرى دچار آتش سوزى شده و ادره اوقاف آنرا بازسازى كرده است(3).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . پيشين، همانجا.

2 . كرد على، همان كتاب، ص 115.

3 . يوسف بن عبدالهادى، همان كتاب، ص 198.

2 ـ قبر منسوب به عبدالله بن اممكتوم

«عبدالله بن ام مكتوم» يكى از صحابه جليل القدر رسول خدا(ص)، و از مسلمانان اوليه است. وى كاتب و حافظ قرآن بوده و اغلب به هنگام غزوات رسول خدا(ص) جانشينى آن حضرت در مدينه را بر عهده داشته است. در كنار ديواره شرقى باب الصغير، يعنى در دوم آن و به موازات قبور سكينه و ام مكتوم ـ به فاصله دويست مترى ـ اطاق كوچكى، بدون گنبد و با سنگهاى سياه است كه بر آن نوشته شده است «هذا قبر ام مكتوم صحابى رسول خدا(ص)» در منابع تاريخى از وجود مدفن اممكتوم در دمشق وباب الصغير مطلبى ديده نشده و بعيد است كه وى در دمشق بخاك سپرده شده باشد; به احتمال زياد قبر وى در بقيع است.

قابل گفتن است كه تنها كموّنه حسينى در تأليف خويش به نام وى در قبرستان باب الصغير اشاره كرده است(1).

3 ـ قبر منسوب به عبدالله بن جعفر بن ابيطالب(س)

در باب الصغير قبرى منسوب به «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زينب سلام الله وجود دارد كه قطع بيقين صحت تاريخى ندارد; زيرا عبدالله در سال جحاف در مكه وفات يافته(2) و در قبرستان بقيع بخاك سپرده شده است(3). عبدالله اوّلين نوزادى بود كه در حبشه بدنيا آمد و هنگام وفات رسول خدا(ص) ده سال داشت. پدرش ـ ملقب به «ذوالجناحين» ـ در غزوه موته به شهادت رسيد.

پيامبر(ص)، عبدالله بن جعفر را از لحاظ شكل ظاهرى و اخلاق، شبيه خود خوانده(4).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . كَمّونه حسينى، آرامگاههاى خاندان پاك پيامبر و ائمه و صحابه و تابعين، ترجمه عبدالعلى صاحبى، ص111.

2 . سال جحاف سال هشتاد هجرى است كه سيلى به مكه آمد و حاجيان را در خود فرو برد. در اين واقعه عبدالله نود سال داشته است، ابن حجر، الاصابه، ج 3، ص 47; ابن منظور، مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر، ج12، ص 72; محب طبرى، ذخائر العقبى، ص 221.

3 . ابن اثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، ج 3، ص 135. هنچنين بنگريد به تاريخ و آثار اسلامى مكه مكرمه و مدينه منوره، اثر نگارنده اين سطور، ص 326.

4 . محب طبرى، همان كتاب، ص 221.

بعضى وى را در بخشندگى هم شأن حاتم طائى دانستهاند(1). او فردى بسيار عابد و باكرم بود و همواره به همراه همسرش زينب در خدمت على(ع) حاضر و سه تن از فرزندان او به نامهاى عبدالله، عون و محمد در ركاب امام حسين(ع) به شهادت رسيدند.

قبرى كه اكنون بدو منسوب است در داخل اطاقكى قرار دارد كه قبر منسوب به بلال حبشى نيز در آن است. قبر وى بسيار كوچك و بر بالاى آن دو كتيبه بخط كوفى ديده مىشود كه به راحتى قابل خواندن نيست.

4 ـ قبر اوس بن اوس

«اوس بن اوس» يكى ديگر ازصحابه جليل القدر رسول خدا(ص) است. وى از كسانى بود كه در مسجد النبى(ص) و بر «ايوان صفه» زندگى مىكرد. اوس بن اوس در نهايت فقر و تنگدستى روزگار مىگذرانيد و همواره در مسجد رسول خدا(ص) مشغول تهجد و عبادت و اعتكاف بود. وى به شام هجرت كرد و پس از وفات در دوران خلافت عثمان، در باب الصغير مدفون شد(2). مقبره وى اكنون در مقابل مدرسه صابونيه در سمت ديواره غربى مقبره باب الصغير است.

5 ـ وائله بن الاسقع

يكى ديگر از صحابه رسول خدا(ص) كه همراه اوس بن اوس و عمار بن ياسر و ديگران بر ايوان صفه در مسجد النبى(ص) زندگى مىكرد واثلة بن الاسقع بود. وى عمرى بالنسبه طولانى داشت وگويند در سن 150 سالگى ـ در خلافت عبدالمك مروان (سال 83 هجرى) ـ در دمشق از دنيا رفت و در باب الصغير مدفون شد. او آخرين صحابهاى بود كه در

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن حجر، همان كتاب، ج 3، ص 47; ابن منظور، همان كتاب، ج 12، ص 72 ـ 78; ابن اثير، همان كتاب، ج3،ص 133.

2 . ابن حورانى، همان كتاب، ص 43.

اين شهر وفات يافت(1). واثله پس از شهادت حسين(ع) به شدت خشمگين بود ه و همواره به نقل آيه تطهير كه در شأن خاندان رسول خدا(ص) نازل شده مىپرداخته است(2).

6 ـ قبر ابان بن عثمان

ابان بن عثمان فرزند خليفه سوم و از تابعين است. و ى و سه تن ديگر از محدثان و مورخان مشهور مدينه در قرن اول هجرى، پدران تاريخنگارى اسلامى محسوب مىشده و بيشتر محدثان و مورخان از نسل تابعين و غيره. به روايات آنان استناد مىكردند.

ابان نزد خلفاى اموى بويژه معاويه احترام خاصى داشت و به دستگاه خلافت آنان نزديك بود. در سال 76 هجرى از سوى عبدالملك بن مروان به حكومت مدينه منصوب گشت و بمدت هفت سال در اين سمت باقى ماند(3). سر انجام به سال 105 هجرى در دوران خلافت يزيد بن عبدالملك وفات كرد.

در منابع تاريخى نام وى در ميان مدفونين در باب الصغير ديده نشد ولى در سمت چپ مقابر سكينه و عبدالله و حدود دويست متر بالاتر از آنان يعنى پشت مقبره فضه، حجره كوچكى است كه بر روى آن نام ابان بن عثمان ديده مىشود. وداخل آن قبرى بوده و بر بالاى حجره نيز گنبدى سبز است كه رنگ آن ريخته شده است.

7 ـ فضالة بن عبيد

«فضالة بن عبيد» يكى از صحابه رسول خدا(ص) بود كه پس از فتح دمشق به اين شهر آمد و در آنجا سكونت گزيد. در دوران معاويه، كرسى قضاوت در اين شهر را بر عهده داشت و در سال 53 هجرى در گذشت. وى را در كنار ابى درداء و امدرداء مدفون ساختند(4).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . پيشين، ص 49.

2 . باقر شريف القرشى، همان كتاب، ج 3، ص 397.

3 . ابن سعد، طبقات الكبرى، ج 5، ص 151.

4 . ابن حورانى، همان كتاب، ص 50.

8 ـ ابو درداء و ام درداء

«ابو درداء» عويمر بن مالك بن زيد بن قيس بن اميه بن عامر بن عدى بن كعب يكى از صحابه جليل القدر رسول خدا(ص) بود. آن حضرت بين او و سلمان پيمان برادرى بست. وى كه در تمامى غزوههاى پس از احد حضور داشت، با فتح دمشق براى تبليغ اسلام به اين شهر مهاجرت نمود. رسول خدا(ص) در مورد او فرموده بود: عويمر حكيم امت من است(1).

ابو درداء در عصر خليفه دوم و حكومت معاويه قاضى آن شهر گشت. معاويه به علت اعتبار و احترام خاص ابى درداء او را زير فشار نمىگذاشت; بطورى كه تمام مردم شام در جنگ صفين ، عليه على(ع) را بسيج كرد جز ابى درداء و فضالة بن عبيد كه با اين امر موافقت نكرده و در دمشق ماندند.

سرانجام او در سال سى هجرى در خلافت عثمان وفات يافت و در باب الصغير، كنار مادرش «ام درداء» مدفون شد. وى در قلعه دمشق مسجد و معبدى داشت كه به معبد ابىدرداء معروف و همواره در آنجا به عبادت مىنشست(2).

9 ـ سهل بن ربيع انصارى

«سهل بن ربيع انصارى» يكى ديگر از صحابه بزرگوار و از قبيله اوس بود كه در دمشق ساكن شده و در اوائل خلافت معاويه وفات يافت. او را در باب الصغير (جنوب قبرستان) بخاك سپردند(3).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن اثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه، ج 5، ص 185.

2 . ابن حورانى، همان كتاب، ص 31; همچنين بنگريد به مبحث مساجد دمشق در كتاب حاضر.

3 . ابن حورانى، همان كتاب، ص 51.

د ـ مقابر زنان بنى هاشم و منسوبان به خاندان رسالت

1 ـ قبر فضه، خادمه بزرگوار فاطمه(س)

«فضه نوبيه» را دختر يكى از پادشاهان حبشه و يا هند دانستهاند(1). اين بانوى بزرگوار سالها در خدمت فاطمه(س) قرار داشت و بيست سال سخنى جز كلمات قرآن از وى شنيده نشده است. طبق نقل مفسران در تفسير آيه «هَلْ اَتى»، فضه، بخاطر شركت در ايثار اهل بيت در دادن غذاى خود به مسكين و يتيم، مشمول اين آيه قرار گرفته است. على(ع) در بارهاش دعا فرمود: «اَلّلهم بارِكْ لَنا فى فِضَّتِنا».

همواره اين بانوى عابد، زاهد و عالم، محرم اسرار خاندان رسالت بود، چنانچه على(ع) در باره او مىفرمود: فاطمه از من عهد گرفت كه وقتى از دنيا رفت هيچ كس را بر مرگ او آگاه نكنم جز ام سلمه، ام ايمن و فضه و از مردان نيز...(2) بدين كونه فضه تا پايان عمر فاطمه(س) در خدمت او بود و پس از رحلت ايشان در خدمت حسن(ع) و حسين(ع) و زينب عليها سلام قرار داشت. او در كنار خاندان نبوت در كربلا نيز حضور داشته و پس از بازگشت به مدينه، دوباره، به احتمال زياد همراه زينب(س) به شام برگشت و پس از وفات، در باب الصغير مدفون شد(3). قبر وى كمى بالاتر از مرقد عبدالله بن جعفر صادق(ع) و حدود يكصد مترى سمت چپ آن يعنى در انتهاى غربى قبرستان قرار دارد. حجره و مرقد او گنبدى كوچك به رنگ سبز داشته و ديوارههاى آن از سنگ سياه است. در داخل آن حجره قبرى است چوبين كه با پارچهاى سبز پوشيده شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن حجر، الاصابه، ج 4، ص 387.

2 . فهرى زنجانى، مراقد اهل بيت، ص 41.

3 . پيشين، همانجا.

2 ـ اسماء بنت عميس همسر جعفر بن ابيطالب(ع)(1)

3 ـ ميمونه دختر امام حسن(ع)

4 ـ حميده دختر مسلم بن عقيل

اين سه بانوى بزرگوار در يك حجره و مقبره قرار دارند كه در پشت مقابر سكينه و امكلثوم و در سمت چپ قبر عبدالله بن جعفر صادق(ع) واقع شده است. بر بالاى حجره آنان گنبدى به رنگ سبز و در داخل آن تابوتى بزرگ و چوبين ديده مىشود. حجره مذكور در سال 1330 هـ بازسازى شده و به وسيله پلكانى به زير زمين داخل آن راه است كه در آنجا هر سه قبر در كنار هم مىباشد.

قبر اول از «حميده دختر مسلم بن عقيل» ـ متوفى سال هفتاد هجرى ـ قبر دوم از «اسماء بنت عميس»، همسر جعفر طيار و على(ع) ـ متوفى سال 65 هجرى ـ و سوّمين قبر نيز از ميمونه دختر امام حسن(ع) است كه هر سه در داخل يك مقبره كاشيكارى شده و چوبين قرار دارند.

6 و 5 ـ قبور منسوب به ام سلمه و ام حبيبه، همسران رسول خدا(ص)

در انتهاى ديواره شرقى قبرستان كمى بالاتر از در اصلى و پس از قبر عبدالله بن سجاد(ع) ـ حجرهاى بطور مستقل و جدا از ساير قبرستان است كه در آن دو قبر ام حبيبه و امسلمه همسران رسول خدا(ص) ديده مىشود. قطع بيقين بايد گفت اين امر صحت ندارد زيرا ام سلمه و ام حبيبه هر دو در قبرستان بقيع در مدينه مدفون هستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . اسماء بنت عميس، همسر جعفر بن ابيطالب ـ يكى از مسلمانان فداكار ـ همراه همسرش به حبشه هجرت كرد و در آن جا عبداللّه را بدنيا آورد. در سال هفتم هجرى همراه همسر خود به مدينه برگشت. جعفر طيار، همسر او در غزوه موته به شهادت رسيد و لذا اسماء با ابوبكر ازدواج كرد و محمد بن ابى بكر را بدنيا آورد. پس از مرگ وى به همسرى على(ع) درآمد و يحيى از او تولد يافت. محمد بن ابى بكر در سايه تعليم و تربيت على(ع) يكى از انسانهاى كامل و شجاع و از شيعيان خاص او شد. پيامبر(ص) در مورد اسماء فرمودند «او از زنان بهشتى است» (بنگريد ابن حجر، الاصابه 4/231، ابن اثير، اسدالغابه 5/395; ابن عبدالبر الاستيعاب 4/236; طبرسى، الاحتجاج، 1/94).

هـ ـ قبور علما و دانشمندان و زهاد معروف دمشق در باب الصغير

در قبرستان «باب الصغير» دهها تن از علماى بزرگ اسلام، زهاد، فقها، محدثان، اُدَبا و... مدفون هستند.

1 ـ شمس الدين الذّهبى

شمس الدين عثمان الذهبى يكى از مورخان و محدثان بزرگ اسلام و صاحب دهها اثر تاريخى و حديثى است كه در سال 748 هجرى وفات يافت. مشهورترين اثر او تاريخالاسلام است كه در سى جلد به چاپ رسيده است.

2 ـ ابن هشام نحوى

احمد بن عبدالرحمان بن هشام الانصارى ـ عالم بزرگِ علم نحو و اديب مشهور ـ در مصر بدنيا آمد و در دمشق وفات يافت. وى در كنار قبر بلال حبشى در باب الصغير مدفون است.

3 ـ ابن رجب حنبلى

يكى از محدثان بزرگ و فقهاى عظام دمشق بود كه دهها تأليف در زمينه حديث و فقه حنابله برشته تحرير درآورد. شرح بخارى، شرح اربعين النوويه و طبقات الحنابله از تاليفات مشهور و ارزشمند اوست.

4 ـ ابن قيم جوزى

ابن قيم جوزى صاحب تأليف مشهور زادالمعاد فى هدى خيرالعباد، از فقها، مفسران و

محدثان بزرگ اسلام بود كه در سال 691 هجرى متولد و در 751 هجرى در دمشق وفات يافت. قبر او رو بروى «مدرسه صابونيه» يعنى در كنار درِ غربى باب الصغير الاولى است كه به «شارع الميدان» باز مىشود. بر روى سنگ قبر زيباى او، اشعار و احاديثى حجارى شده است.

5 ـ ابن عساكر

على بن حسين بن هبة الله بن عبدالله، حافظ الكبير ابن عساكر شافعى دمشقى، صاحب تاريخ معروف دمشق، از بزرگترين نويسندگان، محدثان و مورخان دمشق بود كه در سال 571 هجرى وفات يافت و در باب الصغير مدفون شد(1).

6 ـ ابن حورانى دمشقى

شيخ ابوالبيان محمد بن محفوظ القرشى ـ شيخ الطائفه بيانيه ـ معروف به «ابن حورانى» صاحب كتاب زيارت الشام يكى از علماء و فقهاى بزرگ دمشق بود كه در سال 551 هجرى وفات يافته و در باب الصغير مدفون گشت. وى در كتاب مشهور زيارت الشام به شرح و توصيف مقابر دمشق بويژه باب الصغير پرداخته و بخشى از اطلاعاتى كه در تحقيق حاضر مورد استفاده قرار گرفته از تأليف او برگرفته شده است.

7 ـ بهلول

در شارع ميدان و كمى نرسيده به درِ غربى باب الصغير ـ در داخل محوطه كوچكى ـ تعدادى قبر وجود دارد. يكى از قبور آن كه كمى جلوتر از سايرين است سنگ نبشتهاى بصورت استوانه بر آن قرار داده شده و عبارت هذا قبر بهلول متوفى 151 هجرى بر آن ديده مىشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . ابن حورانى، همان كتاب ص 51.